Posts filed under 'هفت تیر'

فیلم شعار مردم تهران بر علیه خامنه ای در چهارشنبه سوری +16

تعدادی از مردم تهران در حال فرار از دست ماموران در چهارشنبه سوری بر علیه خامنه ای شعار می دهند .

Add comment مارس 23, 2009

یازده کشته و 200 زخمی در درگيري هزاران نفر از مردم انديمشک با نیروی انتظامی

هفت تیر – 7tir.com :

http://tinypic.info/files/1f2voz22efwnoxfqm9am.jpg
به گزارش هفت تیر  7tir.com : درگیری خونین طایفه ای در درون شهر اندیمشک با دخالت نیوری انتظامی به درگیری شدید تر مردم با نیروی انتظامی منجر شد چنان که نیروی انتظامی اندیمشک با ناتوانی در مهار بحران از شهرهای شوش و دزفول و اهواز درخواست کمک کرد و صدها پلیس ضد شورش این شهرها به کمک نیروی انتظامی اندیمشک شتافتند

اين درگيري ها روز چهارشنيه ساعت 12 ظهر در کوی ساختمان  شروع شد و تا نیمه شب بین جوانان دو محله اندیمشک ادامه داشت با دخالت نیروی انتظامی به محله  بهارستان کشیده شد و به درگیری مردم با نیروی انتظامی تبدیل شد .  در درگیری نیروی انتظامی اندیمشک به مردم حداقل یک مامور درجه دار  نیروی انتظامی کشته و ده تن دیگر از ماموران زخمی شدند و دو دستگاه ماشین نیروی انتظامی آسیب جدی دید

به درخواست نيروي انتظامي انديمشک نيروي هاي ضد شورش ابتدا با تمام قوا از شوش و دزفول و سپس با ناموفق بودن در صحنه از اهواز به انديمشک اعزام شدند

هم اکنون  وضعيت در انديمشک کاملا غير عادي است و شهر کاملا حالت نظامي دارد تا كنون،حداقل 300 نفر در جريان اين درگيري بازداشت شده اند و بيمارستان هاي انديمشک مملو از زخمي است .
به دنبال این درگیری ها روز پنجسنبه  ستاد بحران با حضور فرمانده نیروی انتظامی استان امام جمعه اهواز ، فرمانده سپاه ، و مسئولان امنیتی برگزار شد  و تصمیم گرفته شد نیروهای ضد شورش اهواز همچنان تا پایان سال  در اندیمشک باقی بمانند

, , , , , , , , ,


اخبار تکمیلی  به زودي در هفت تير قرار ميگيرد

هفت تیر – 7tir.com :

http://tinypic.info/files/1f2voz22efwnoxfqm9am.jpg
به گزارش هفت تیر  7tir.com : درگیری خونین طایفه ای در درون شهر اندیمشک با دخالت نیوری انتظامی به درگیری شدید تر مردم با نیروی انتظامی منجر شد چنان که نیروی انتظامی اندیمشک با ناتوانی در مهار بحران از شهرهای شوش و دزفول و اهواز درخواست کمک کرد و صدها پلیس ضد شورش این شهرها به کمک نیروی انتظامی اندیمشک شتافتند

اين درگيري ها روز چهارشنيه ساعت 12 ظهر در کوی ساختمان  شروع شد و تا نیمه شب بین جوانان دو محله اندیمشک ادامه داشت با دخالت نیروی انتظامی به محله  بهارستان کشیده شد و به درگیری مردم با نیروی انتظامی تبدیل شد .  در درگیری نیروی انتظامی اندیمشک به مردم حداقل یک مامور درجه دار  نیروی انتظامی کشته و ده تن دیگر از ماموران زخمی شدند و دو دستگاه ماشین نیروی انتظامی آسیب جدی دید

به درخواست نيروي انتظامي انديمشک نيروي هاي ضد شورش ابتدا با تمام قوا از شوش و دزفول و سپس با ناموفق بودن در صحنه از اهواز به انديمشک اعزام شدند

هم اکنون  وضعيت در انديمشک کاملا غير عادي است و شهر کاملا حالت نظامي دارد تا كنون،حداقل 300 نفر در جريان اين درگيري بازداشت شده اند و بيمارستان هاي انديمشک مملو از زخمي است .
به دنبال این درگیری ها روز پنجسنبه  ستاد بحران با حضور فرمانده نیروی انتظامی استان امام جمعه اهواز ، فرمانده سپاه ، و مسئولان امنیتی برگزار شد  و تصمیم گرفته شد نیروهای ضد شورش اهواز همچنان تا پایان سال  در اندیمشک باقی بمانند .

اخبار تکمیلی  به زودي در هفت تير قرار ميگيرد

, , , , , , , , ,

Add comment مارس 14, 2009

/درگيري روز گذشته انديمشك/ فرمانده انتظامي خوزستان: درگيري طايفه‌اي و بر اساس كينه‌اي قبلي بوده است در اين درگيري هفت نفر كشته و ‌٦٨ نفر زخمي شدند

فرمانده انتظامي خوزستان گفت: درگيري روز گذشته شهرستان انديمشك، درگيري طايفه‌اي بر اساس كينه‌اي قبلي بوده است. اين كينه، به دليل موردي بسيار بي ارزش شكل گرفته بود.

سردار صيدعيسي دارايي در گفت و گو با خبرنگار اجتماعي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) ـ منطقه خوزستان ـ اظهار داشت: در اين درگيري كه ميان طايفه عبده‌ولي و عده‌اي از جوانان انديمشكي رخ داد، سه هزار نفر با يكديگر درگير شدند.

وي افزود: براي مهار اين درگيري طايفه‌اي، يگان ويژه نيروي انتظامي استان به انديمشك اعزام و شرايط را پس از يك ساعت به حال عادي بازگرداند.

دارايي خاطرنشان كرد: متاسفانه در درگيري روز گذشته انديمشك، يك نيروي درجه‌دار انتظامي به شهادت رسيده و هشت نفر ديگر از نيروها نيز زخمي شدند.

وي گفت: تا كنون، 112 نفر در جريان اين درگيري دستگير و هفت قبضه سلاح كشف شد و شناسايي بقيه متهمان و عوامل اين درگيري ادامه دارد.

رئيس پليس خوزستان يادآور شد: در اين درگيري، 6 نفر از افراد دو طايفه كشته و 60 نفر نيز زخمي شدند. اين درگيري جمعا 7  نفر كشته و 68 نفر زخمي برجاي گذاشت.

اين در حالي‌ست كه فرماندار انديمشك به خبرنگار ايسناي خوزستان گفت: نزاع روز گذشته انديمشك، درگيري طايفه‌اي نبوده است.

محسن كرمي تصريح كرد: اين نزاع ساعت 12 روز گذشته، در كوي شهدا رخ داد و با دخالت نيروي انتظامي پس از يك ساعت كنترل شد.

, , , , , , , , ,

فرمانده انتظامي خوزستان گفت: درگيري روز گذشته شهرستان انديمشك، درگيري طايفه‌اي بر اساس كينه‌اي قبلي بوده است. اين كينه، به دليل موردي بسيار بي ارزش شكل گرفته بود.

سردار صيدعيسي دارايي در گفت و گو با خبرنگار اجتماعي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) ـ منطقه خوزستان ـ اظهار داشت: در اين درگيري كه ميان طايفه عبده‌ولي و عده‌اي از جوانان انديمشكي رخ داد، سه هزار نفر با يكديگر درگير شدند.

وي افزود: براي مهار اين درگيري طايفه‌اي، يگان ويژه نيروي انتظامي استان به انديمشك اعزام و شرايط را پس از يك ساعت به حال عادي بازگرداند.

دارايي خاطرنشان كرد: متاسفانه در درگيري روز گذشته انديمشك، يك نيروي درجه‌دار انتظامي به شهادت رسيده و هشت نفر ديگر از نيروها نيز زخمي شدند.

خبر اصلي و کامل تر را اينجا بخوانيد

يازده کشته و 200 زخمی در درگيري هزاران نفر از مردم انديمشک با نیروی انتظامی

وي گفت: تا كنون، 112 نفر در جريان اين درگيري دستگير و هفت قبضه سلاح كشف شد و شناسايي بقيه متهمان و عوامل اين درگيري ادامه دارد.

رئيس پليس خوزستان يادآور شد: در اين درگيري، 6 نفر از افراد دو طايفه كشته و 60 نفر نيز زخمي شدند. اين درگيري جمعا 7  نفر كشته و 68 نفر زخمي برجاي گذاشت.

اين در حالي‌ست كه فرماندار انديمشك به خبرنگار ايسناي خوزستان گفت: نزاع روز گذشته انديمشك، درگيري طايفه‌اي نبوده است.

محسن كرمي تصريح كرد: اين نزاع ساعت 12 روز گذشته، در كوي شهدا رخ داد و با دخالت نيروي انتظامي پس از يك ساعت كنترل شد.

خبر اصلي و کامل تر را اينجا بخوانيد

يازده کشته و 200 زخمی در درگيري هزاران نفر از مردم انديمشک با نیروی انتظامی

, , , , , , , , ,

Add comment مارس 14, 2009

همسرم حاضر به سکس با من نشد . او را کشتم

هفت تیر – 7tir.com :

هفت تیر ۷tir.com :  مرد جوانی که همسر دومش را به خاطر تمکین نکردن با ضربات چاقو به قتل رسانده در جلسه محاکمه اش ادعا کرد در زمان قتل دچار بیماری روانی بوده است. به گزارش خبرنگار ما، در ابتدای جلسه محاکمه محمد شادابی نماینده دادستان تهران در جایگاه حاضر شد و در توضیح کیفر خواست گفت؛ متهم که رضا نام دارد و جوانی ۲۹ ساله است در تاریخ ۱۱ شهریور ماه سال گذشته همسر ۲۵ ساله اش به نام الهام را به قتل رسانده است. مطابق گفته های رضا وی پس از اینکه همسرش از وی تمکین نکرده او را با ضربات چاقو به قتل رسانده و سپس شیر گاز را باز کرده تا خودکشی کند اما مرد صاحبخانه که شوهر خواهر وی است به محل رسیده و او را نجات داده است. وی افزود؛ پزشکی قانونی اعلام کرده رضا به لحاظ روحی و روانی سالم و مسوول اعمال خود است. بنابر این با توجه به مدارک موجود در پرونده تقاضای صدور حکم قانونی را دارم.

روزهای پیش از جنایت

در ادامه مادر مقتول به عنوان ولی دم در جایگاه حاضر شد و برای دامادش تقاضای قصاص کرد. وی گفت؛ دامادم پسر عمه دخترم است و ما او را از کودکی می شناختیم به همین خاطر هم به ازدواج آنها رضایت دادیم. دخترم شوهرش را دوست داشت و آنها هیچ مشکلی با هم نداشتند و هنوز عروسی هم نکرده بودند. من نمی دانم چرا رضا او را کشت. وی ادامه داد؛ از آنجایی که خانه ما کوچک بود شرایط اینکه دامادم در منزل مان بماند وجود نداشت به همین خاطر هر وقت از شهرستان به دیدن ما می آمد دخترم برای دیدن او به خانه خواهرشوهرش می رفت و چند روزی در آنجا می ماند. چند روز قبل از حادثه رضا از عسلویه به تهران آمد و دخترم هم برای دیدن او به خانه خواهر شوهرش رفت و بعد هم به ما خبر دادند دخترم کشته شده است. پس از اظهارات مادر مقتول، شوهر خواهر متهم به عنوان شاهد در جایگاه حاضر شد. وی گفت؛ مدتی قبل از حادثه من، همسر و فرزندانم را به شهرستان پیش خانواده ام برده بودم و خانه خالی بود و رضا هم با ما زندگی می کرد. من از سفر که بر گشتم متوجه شدم رضا همسرش را هم به خانه ما آورده است. او با این توجیه که می خواهم با همسرم تنها باشم از من خواست چند روزی به خانه ام نروم. به او گفتم جایی را ندارم که بروم و ناچارم شب ها دیر وقت به خانه برگردم. شب قبل از حادثه حدود ساعت ۱۲ بود که به منزلم رفتم و در پذیرایی خوابیدم. رضا و همسرش بیدار بودند و صحبت می کردند اما من متوجه نشدم آنها درباره چه مساله یی حرف می زدند. وی ادامه داد؛ صبح آن روز سر کارم رفتم و حدود ساعت ۹ شب بود که برگشتم. خانه تاریک و برق قطع شده بود. من برق را وصل کردم ولی دوباره قطع شد. بوی گاز همه جا پیچیده بود. در آن تاریکی بالا رفتم تا ببینم چه شده است. چند بار رضا را صدا زدم تا اینکه او با لباس خونی و پاره بیرون آمد. پرسیدم چه شده است. گفت الهام را کشته ام و می خواهم خودم را هم بکشم. متوجه شدم او سیم تلویزیون را لخت و به خودش وصل کرده است به همین خاطر هم مرتب فیوز کنتور می پرید. حال رضا خیلی بد بود و تقریباً دیگر جان نداشت بلافاصله او را به بیمارستان رساندم و بعد هم به پلیس خبر دادم.

اعتراف

سپس متهم برای دفاع از خود در جایگاه حاضر شد. وی گفت؛ قبول دارم الهام به دست من کشته شد اما من قصد کشتن او را نداشتم. در آن لحظات در حالت عادی نبودم و نمی دانم که چه کردم. وی ادامه داد؛ مدتی بود متوجه شده بودم الهام با صاحب کار من رابطه دارد. از او خواستم بگوید چرا این کار را کرده است. اما الهام زیر بار نرفت و مرا بیمار خطاب کرد. در این باره با برادرم مشورت کردم و او گفت اگر به کسی چیزی بگویی آبرویمان می رود، به همین خاطر هم مجبور شدم سکوت کنم. چون همسر اولم هم با مردان غریبه رابطه داشت این مساله به شدت به من آسیب زده بود. حدود ۴۰ شبانه روز بود که نخوابیده بودم و حال خوبی نداشتم. از عسلویه به تهران آمدم و پیش یک روانپزشک رفتم. چند روزی بود که دارو مصرف می کردم. چون حالم خوب نبود الهام به خانه خواهرم آمد که مرا ببیند. آن روز از همسرم خواستم از من تمکین کند اما مقاومت کرد. من هم در حالی که از حالت عادی خارج بودم دستان او را از پشت بستم و از این طریق خواستم وادار کنم از من تمکین کند. یک دفعه چهره صاحب کارم جلوی چشمم آمد و چاقویی را که در ساک داشتم در آوردم و پشت سر هم به الهام ضربه زدم. بعد از آن هم چند ضربه به خودم زدم تا خودکشی کنم. ای کاش همان روز می مردم تا حالا مجبور نباشم این طور جلوی شما بایستم و پاسخ دهم.

پرسش و پاسخ در دادگاه

قاضی؛ همسر اولت چه شد. او را طلاق دادی؟

متهم؛ نه همسرم خود سوزی کرد. او به خاطر اینکه با افراد زیادی رابطه داشت دچار عذاب وجدان شد و خودش را سوزاند.

قاضی؛ از کجا می دانی همسر اولت با مردان غریبه رابطه داشت؟

متهم؛ او خودش در دادگاه گفت و از قاضی خواست حکم طلاق من و او را صادر کند.

قاضی؛ با همسر اولت چند سال زندگی کردی ؟

متهم؛ ما سه سال زندگی کردیم البته من در عسلویه کار می کردم و هرچند وقت یک بار به خانه ام می رفتم. همسرم با پدر و مادرم زندگی می کرد اما من فهمیده بودم که او با افراد غریبه رابطه دارد به او گفتم از این مساله با خبر هستم. همسرم هم در دادگاه خودش این موضوع را تایید کرد.

قاضی؛ چطور فهمیدی همسر دومت با صاحب کارت رابطه دارد؟

متهم؛ من همیشه برای اینکه شماره خانه پدرزنم در دست کسی نباشد از تلفن کارتی زنگ می زدم. یک بار اشتباه کردم و از محل کارم زنگ زدم. صاحب کارم از حافظه گوشی تلفن شماره را برداشته بود. او حتی به همسرم تعرض هم کرده بود.

قاضی؛ مگر صاحب کارت در عسلویه نبود پس چطور با همسرت که در تهران بود رابطه بر قرار کرده بود؟

متهم؛ صاحبکارم هر بار که با تلفن صحبت می کرد به من نگاه می کرد و می خندید. من همان موقع موضوع را فهمیدم. بعد که به تهران آمدم متوجه شدم چند جای کبود در پای همسرم وجود دارد. الهام درباره آثار کبودی جواب درستی نداد و متوجه شدم صاحب کارم به او تعرض کرده است.

قاضی؛ شاید پای همسرت به خاطر برخورد با جایی کبود شده باشد.

متهم؛ هر بار که همسر اولم به حرفم گوش نمی کرد او را گاز می گرفتم به همین خاطر هم فهمیدم جای کبودی به چه دلیل است. همسر من قبل از ازدواج با فردی دیگر نیز رابطه داشت.

قاضی؛ ضربات نشان می دهد تو به قصد قتل به همسرت حمله کردی. در این باره چه می گویی؟

متهم؛ من اگر می خواستم همسرم را به خاطر رابطه بکشم همسر اولم را می کشتم. در آن لحظات در شرایط عادی نبودم.

قاضی؛ چرا از الهام جدا نشدی مگر نمی گویی او بی اخلاق بود؟

متهم؛ الهام خودش به خواستگاری من آمد بعد هم که من متوجه شدم او با افراد دیگری هم رابطه دارد می خواستم ترکش کنم اما دست از سرم بر نمی داشت.

پس از دفاعیات متهم و وکیل مدافعش هیات قضات (عزیز محمدی، رحیمی، محمدی کشکولی، سری و بومی) برای تصمیم گیری وارد شور شدند.

Add comment مارس 4, 2009

ضرب و شتم متهمی که پایش تیر خورده بود ، توسط پلیس

هفت تیر – 7tir.com :


هفت تیر ۷tir.com به روایت  خبرنگار خبرگزاری ایرنا  :  ساعت حدود چهار بامداد روز دوشنبه ، جنوب شرق تهران، بولوار ابوذر، تقاطع آهنگ، خیابان وحدت اسلامی.
سر و صدا چند لحظه در کوچه پیچید و سپس صدای شلیک گلوله شنیده شد.
همسایه ها به دنبال سر و صدا به سمت پنجره دویدند، سه نفر مامور نیروی انتظامی در حال انجام وظیفه، با یک نفر که تیر به پایش اصابت کرد، درگیر شدند، لحظه ای بعد، فرد مضروب دستگیر و دستبند به دستش زده شد.
جمعی از همسایه ها شاهد ماجرا بودند، یکی از ماموران آدرس محل را پرسید و با بی سیم تماس گرفت.
۱۰ دقیقه بعد، دو خودرو گشت پلیس از راه رسید و دو نفر از سرنشینان خودرو گشت پلیس پیاده شدند و به سمت مضروب رفتند و او را که از “رو” به زمین افتاده و دستبند به دستش زده شده بود، بشدت کتک زدند.
خانمی از پنجره فریاد زد “چرا می زنید، او که دستبند در دست دارد و زمین افتاده و تیرخورده است”، جمعی از مردم با او همصدا شدند و اعتراض کردند، که نحوه برخورد شما با مجرم یا متهم آنهم در مقابل دیدگان مردم، زحمات براداران پلیس را که برای امنیت مردم شبانه روز زحمت می کشند، زیرسوال می برد.
این خانم گفت: ما حامی شما هستیم، ولی، دادگاه باید جرم او را مشخص کند، فعلا او مجروح است و نیاز به مراقبت دارد، یکی از ماموران به این خانم معترض شد.
تعداد ماموران به هشت نفر رسید، مضروب که تیر به پایش خورده و وسط کوچه افتاده بود، خون از پایش می ریخت، در این لحظه یکی از ماموران پای او را گرفت و درازکش به سمت خیابان اصلی برد و در وسط خیابان رها کرد.
یک ساعت از ماجرا گذشت، خون زیادی از مجروح به زمین ریخته است، ولی هنوز از آمبولانس خبری نیست، گاهی اوقات ماموری به مضروب که فریاد می کشد، نزدیک می شود، از او در باره بقیه همدستانش می پرسد.
ساعت نزدیک ۵ و ۱۵ دقیقه صبح آمبولانس از راه می رسد و پای مجروح را پانسمان می کند و به همراه مامور به بیمارستان منتقل می شود و پایان ماجرا؟
یادداشت دوم
…………….
“گفته ها و نقل قول های ماموران ”
متهم به اتفاق چند نفر در تهران پارس و حوزه ماموریت کلانتری ۱۲۶، خودرو گشت پلیس را سرقت کرده بود.
تعقیب و گریز در اتوبان افسریه ادامه یافت و سارقان خودروی سرقت شده را در محل تقاطع اتوبان آهنگ و اتوبان افسریه رها کرده و به کوچه های اطراف فرار کردند.
یکی از ماموران گفت: مجرمان گستاخانه با خودرو پلیس که سرقت کرده بودند، با سرعت زیاد در خلاف جهت اتوبان فرار می کردند و ما مجبور شدیم چندین تیر به خودرو پلیس که در دست سارقان بود، شلیک کنیم و آسیب زیادی به خودرو وارد شد تا سرانجام آنها خودرو را رها کرده و در تقاطع اتوبان آهنگ به سمت کوچه های محل فرار کردند و یکی از آنها در این محل و در حین فرار با فرمان ایست و متعاقب آن شلیک اسلحه به پایش دستگیر و منتظر آمدن آمبولانس هستیم.
یاداشت سوم
……………..
اقدامات نیروی انتظامی برای حفظ امنیت اجتماعی قابل تحسین است، شب و روز و در همه ایام مشغول انجام وظیفه هستند و جای قدردانی دارد، ولی چرا باید مامور گشت اینقدر سهل انگاری کند تا دزدان گستاخ خودرو مامور گشت را به سرقت ببرند.
اگر خدای ناکرده دزدان موفق می شدند و از دست پلیس فرار می کردند، حتی چند ساعت کافی بود تا حوادث ناگواری رخ دهد.
برخورد خشونت آمیز ماموران با مجرم پس از دستگیری او که در اثر شلیک تیر به پایش زخمی شده و دستبند در دست دارد، در مقابل دید مردم چه مفهومی دارد؟
در آن وقت بامدادی، چرا آمبولانس باید با یک ساعت تاخیر بیاید، توجه داشته باشیم تقاضای اعزام آمبولانس توسط ماموران پلیس صورت گرفت. همه خیابانها خلوت و ترافیکی نبود.
در آخر “ای کاش” جناب سرهنگ که نمی شناسمش زودتر می آمد، او که از مردم عذر خواهی کرد و گفت “آن مامور یا ماموران هر چند عصبانی بودند، ولی نباید مجرم دستگیر شده و تیر خورده و دستبند در دست داشته را در انظار مردم کتک بزنند”.
این سرهنگ محترم گفت: آن مامور اگر عذری برای عمل خود نداشته باشد، قطعا توبیخ خواهد شد. از آن خانم هم که به او توهین شده بود، عذرخواهی می کنم.

Add comment مارس 4, 2009

گزارش ویژه از شکنجه وحشیانه در زندان رجایی شهر

هفت تیر – 7tir.com :


عکس بهروز جاوید تهرانی در ملاقاتی زندان رجایی شهر
هفت تیر ۷tir.com گزارش ویژه از بهروز جاوید طهرانی زندانی ، زندان رجایی شهر  :  امروز وحشتناکترین ،زشت ترین ،مشمئز کننده و جندش آورترین تصویر زندگیم را با چشم خود در زندان رجایی شهر دیدم که حاضرم حتی به قیمت جانم هم که شده در هر دادگاهی که لازم باشد آنرا شهادت دهم .

امروز با چشم خود دیدم یکی از سر زندانبانان ،یکی از سر زندانبان که در زندان افسر نگهبان به آنها گفته می شود ،بنام محسن خاکی، ( زندانی درشت هیکل و بوری که ریشهایش را تراشیده بود را با خود به حفاظت زندان آورد) . دستها و پاهای زندانی بشدت می لرزید ،صدای التماس و زجۀ او را می شنیدم. من چون انتظار انجام کارم در دفتر حفاظت را داشتم با ۲ نفر دیگر شاهد کل ماجرا بودیم .
گویی مامورین آنجا هم می خواستند ما ۳ نفر کل ماجرا را دیده و عبرت بگیریم
اول رئیس حفاظت آقای کرمانی با یک باطوم شروع به زدن زندانی نمود. ۴ پاسدار حفاظت به همراه محسن خاکی افسر نگهبان هریک باطومی لاستیکی برداشته و تمام اندام زندانی را آماج ضربات خود قرار دادند. زندانی همچننان التماس می کرد و ضجه می زد گویا جرم آن جوان مقدار کمی مواد مخدر بود . ولی هر چه بود آن شکنجه وحشتناک مجازاتش نبود .زیر مشت ولگد و ضربات شکنجه گران جوان دیگر بر روی زمین افتاده بود .جیغ می زد ،التماس می کرد و ضجه می کشید .
کرمانی رئیس حفاظت زندان رجایی شهر که چشمهایش را خون گرفته بود با آن مقدار کتک راضی نشد .با شتاب به اتاقی رفت و ۲ باطوم برقی با خود آورد به سربازها گفت کنار بروند و باطوم برقی دوم را به محسن خاکی داد .۲ نفری شروع به کتک زدن آن جوان کردند . جوان التماس می کرد .در چند ثانیه ای که محسن خاکی و کرمانی استراحت می کردند پای کرمانی را گرفته بود و التماس می کرد تنها خواهشش این بود که دیگر کتک نخورد. از شدت ضربات کنترل خود را از دست داده بود.همچنان گریه می کرد و ضجه می زد .
در پایان کرمانی وی را مجبور کرد ته کفشهایش را بلیسد. این ماجرا مدت زمانی طولانی طول کشید .

بهروز جاوید طهرانی
تنها زندانی در بند ازقیام داشجویان ۱۸ تیر ۱۳۷۸

Add comment مارس 4, 2009


RSS اخبار در سایتهای دیگر

عاشقان سید علی خامنه ای

دسته‌ها

حضرت آیت الله خامنه ای

آشوب آیت الله آیت الله خامنه ای آیت الله سید علی خامنه ای احمدی نژاد اندیمشک انقلاب اوین بیانات جمهوری اسلامی حفاظت اطلاعات حکومت خامنه اي خامنه ای خمینی در گیری درگیری با نیروی انتظامی درگیری خونین در اندیمشک درگیری مردم با نیروی انتظامی دستگیری رهبر روزنامه سلام روزنامه نگار زندان زندان رجایی شهر زندانی سیاسی سخنان سخنرانی سلام سید علی سید علی خامنه ای شورش در اندیمشک شکنجه قتل ماهواره امید مقام معظم رهبری نیروی انتظامی هفت تیر همسر وبلاگ نویس ولایت فقیه ولی فقیه پلیس کتک کشته شدگان اندیمشک

سید علی خامنه ای مقام معظم رهبری