Posts Tagged آیت الله
آیت الله خامنه ای: دفاع از دولت احمدی نژاد موضعگیری انتخاباتی نیست
آیت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران، در روز شنبه اول فروردین ماه سال ١٣٨٨ در سخنانی در مشهد تأکید کرد که دفاع او از دولت محود احمدی نژاد، رئیس جمهوری اسلامی ایران، باچشمداشت به انتخابات ریاست جمهوری خرداد ماه صورت نگرفته و ربطی به این انتخابات ندارد.
آیت الله خامنه ای گفت: ” همیشه گمانه زنی ها و شایعاتی در این زمینه بوده و خواهد بود اما بنده یک رأی دارم که در صندوق می اندازم و به هیچکس هم نمی گویم که به چه کسی رأی بدهد یا ندهد، چرا که تشخیص این مسأله با خود مردم است.”
رهبر جمهوری اسلامی ایران در توضیح بیشتر دیدگاه خود در این ارتباط چنین افزود: “گاهی که از دولت دفاع و حمایت می کنم، برخی معنائی ناصحیح برای آن جعل می کنند در حالیکه من بر اساس وظیفه، همیشه از دولت ها و خدمتگزاران کشور حمایت کرده ام، اما این سخنان و رفتار بنده ربطی به انتخابات ندارد و اعلام موضع انتخاباتی نیست.”
درماه های اخیر به ویژه در جریان برگزاری هفتۀ دولت که آیت الله خامنه ای در دیدار با رئیس جمهوری و اعضای دولت نهم از آنان خواسته بود نه برای یکسال، بلکه برای پنج سال آینده برنامه ریزی کنند، این سخنان از سوی تحلیلگران و شخصیت های سیاسی به عنوان حمایت رهبر جمهوری اسلامی از نامزدی محمود احمدی نژاد در انتخابات خردادماه و ریاست جمهوری او برای یک دورۀ چهار سالۀ دیگر تلقی شده بود.
آیت الله خامنه ای در بخش دیگری از سخنان خود ضمن تأکید بر اهمیت این انتخابات از نامزدها خواست خود را به مردم عرضه کنند اما در ارائۀ برنامه و دیدگاههای خود و رد نظریات دیگر نامزدها از جادۀ انصاف خارج نشوند و به کتمان حقایق نپردازند.
Add comment مارس 26, 2009
آیت الله سید علی خامنه ای: تغييري در رفتار امریکا نديده ايم
آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي ايران در سخناني در مشهد مقدس با اشاره به اينکه آمريکا از همان لحظه اول به شکل خصمانه با انقلاب اسلامي مخالفت کرد افزودند آمريکا در گذشته به دشمنان ايران کمک کرده است و همچنان به اين کار ادامه مي دهد.
آيت الله خامنه اي به اموال مسدود شده ايران در آمريکا که در واقع اموال ملت ايران است اشاره کرد و افزود آمريکا همچنان اين اموال را در اختيار گرفته اند و از آزاد کردن آنها خودداري مي کنند.
رهبر معظم ايران افزودند اگر آمريکا به عراق چراغ سبز نشان نداده بود صدام به ايران حمله نمي کرد و هشت سال ما را درگير اين جنگ نمي کرد.
آيت الله خامنه اي با اشاره به کمک هاي آمريکا به عراق در زمان جنگ و دادن اطلاعات به عراقي ها براي حمله به مواضع ايران اشاره کرد و افزود ناو آمريکايي هواپيماي مسافربري ايران را در آسمان خليج فارس هدف موشک قرار داد ولي آمريکايي ها عامل اين حادثه را تشويق کردند.
ايشان ضمن انتقاد از موضعگيري هاي جرج بوش رئيس جمهور سابق آمريکا در قبال ايران در هشت سال رئيس جمهوري خود افزود آمريکايي ها دائما بر ضد کشور ما تبليغات خصمانه کرده اند. آنها دائما ما را تهديد به حمله کرده اند. اما اين تهديدات هيچ تاثيري بر ملت ما ندارد.
رهبر ايران افزودند.. محاصره امريکا بر ضد ايران باعث شد ملت ما به خودشان تکيه کنند و به پيشرفت هاي علمي برسند.
Add comment مارس 25, 2009
فيلم شعار مردم بر عليه خامنه اي در چهارشنبه سوري تهران
به گزارش سایت هفت تیر 7tir.com : تعدادی از مردم تهران در نظام آباد در حال فرار از دست ماموران در چهارشنبه سوری بر علیه خامنه ای شعار می دهند .
در انتها نیز ماموران گاز اشک آور شلیک می کنند .
15 comments مارس 23, 2009
پیام نوروزی مقام معظم رهبری در سال 88
حضرت آيت الله خامنهاي رهبر معظّم انقلاب اسلامي در پيامي به مناسبت آغاز سال نو، سال جديد را سالي مهم خواندند و با ابراز اميدواري درباره غلبه قدرت ايماني ملت ايران بر همه حوادث و تحولات اين سال، افزودند: با توجه به اهميت “حياتي و اساسيِ مصرف مدبرانه و عاقلانه منابع كشور”، سال جديد را در همه زمينه ها و امور، سال اصلاح الگوي مصرف مي دانم.
ايشان، نزديكي نوروز امسال را به ايام ولادت خاتم النبيين(ص) و امام جعفر صادق(ع)، باعث شرافت بيشتر عيد نوروز دانستند و با تبريك اين عيد سعيد به آحاد ملت عزيز ايران، هم ميهنان خارج از كشور و ملتهايي كه نوروز را گرامي مي دارند، براي همگان سالي سرشار از نيكويي و سعادت آرزو كردند.
رهبر انقلاب اسلامي سال 87 را سالي پُر ماجرا خواندند و با اشاره به حوادث مهم داخلي و خارجي اين سال خاطر نشان كردند: سال 87 با خبرهاي خوش هسته اي كه اثبات كننده توانايي ملت ايران و دانشمندان متبحر اين سرزمين بود، آغاز شد و پرتاب ماهواره اميد، ايران را در اين سال در رديف چند كشور صاحب اين فناوري مهم قرار داد كه اين پيشرفتهاي حقيقتاً شگفت آور، اَرج و اعتبار جديدي براي ملت ايران به همراه آورده است.
حضرت آيت الله خامنه اي با اشاره به راه اندازي موقت و آزمايشي نيروگاه بوشهر افزودند: دنيا قانع شده است كه راه پيشرفت هسته اي ملت ايران را نمي شود بست زيرا پيشرفتهاي ايران در عرصه هاي مختلف علمي و غير علمي، نشان دهنده بي اثر بودن تحريم هاست و اثبات مي كند كه ملت بزرگ ايران از درون مي جوشد و رشد ميكند و با اتكاء به جوانان پُر تلاش و سرافراز خود، تبليغات و ترفندهاي دشمنان را خنثي مينمايد.
رهبر انقلاب اسلامي در اين پيام نوروزي همچنين با اشاره به تشكيل مجلس هشتم و كارهاي خوبي كه مجلس و دولت با همكاري يكديگر انجام داده اند افزودند: اميدواريم اين همكاريها همچنان ادامه داشته باشد.
ايشان در زمينه مسائل اقتصادي به بحران عظيم اقتصادي جهان اشاره و خاطر نشان كردند: برغم اين بحران بزرگ كه از آمريكا شروع شد و طوفان سهمگيني در جهان ايجاد كرد و با وجود تحريمها، مسئولان كشور توانستند كشور و ملت را از افتادن در موج عظيم مشكلات ناشي از بحران جهاني تا حدود زيادي، دور نگه دارند كه البته بايد همچنان مراقب بود و تلاش كرد تا انشاءاله پيشرفتهاي اقتصادي روزبروز شكوفاتر شود.
حضرت آيت الله خامنه اي از بروز نوآوريها و شكوفاييهاي چشم گير در سال 87 ابراز خرسندي كردند و افزودند: عمل به اين شعار در مرحله مقدماتي خوب بوده است اما بايد شعار نوآوري و شكوفايي را همچنان با جديت پيگيري كنيم تا به فضل الهي، به نقطه اي كه شايسته ملت ايران است برسيم.
ايشان همچنين در تشريح مسائل مهم جهاني در سال 87 ، علاوه بر بحران اقتصادي جهاني، به حمله ناكام 22 روزه رژيم صهيونيستي به غزه و مقاومت تحسين برانگيز مردم مظلوم فلسطين اشاره و تأكيد كردند: شكست مفتضحانه صهيونيستها، اين تجربه بسيار مهم را براي مردم دنيا به ارمغان آورد كه مي توانند در مقابل ستمگران بايستند و پيروز شوند.
رهبر انقلاب اسلامي سال جديد را سالي مهم دانستند و با اشاره به دعاي حلول سال نو افزودند: تبديل احوال ملت ايران به نيكوترين احوال، نيازمند توجه و لطف پروردگار است اما بايد متوجه بود كه جلب “لطف و رحمت الهي” به تلاش و همت آحاد مردم براي ايجاد تحول در زندگي شخصي و اجتماعي بستگي دارد.
ايشان در تشريح زمينه هايي كه نيازمند تغيير و تحول جدي است به موضوع “اسرافهاي شخصي و عمومي” و مصرف بي رويه منابع مختلف كشور اشاره كردند و افزودند: اسلام عزيز و همه عقلاي عالم، بر اين نكته تأكيد مي كنند كه مصرف بايد مدبرانه و عاقلانه مديريت شود.
رهبر انقلاب اسلامي در پايان پيام نوروزي تأكيد كردند: همه ما بخصوص مسئولان قواي سه گانه، شخصيتهاي اجتماعي و آحاد مردم بايد در سال جديد در مسير تحقق اين شعار “مهم، حياتي و اساسي” يعني”اصلاح الگوي مصرف در همه زمينهها”، برنامه ريزي و حركت كنيم تا با استفاده صحيح و مدبرانه از منابع كشور، مصداق برجسته اي از تبديل احوال ملت به نيكوترين حالها، ظهور و بروز يابد.
Add comment مارس 21, 2009
بيانات مقام معظم رهبری در سالروز ولادت حضرت رسول اعظم
بسماللَّهالرّحمنالرّحيم
تبريك عرض ميكنم اين عيد سعيد را به همهى شما حضار محترم، مسئولان كشور، بلندپايگان مديريت جمهورى اسلامى، ميهمانان عزيز هفتهى وحدت، سفراى كشورهاى اسلامى و به همهى ملت ايران و مسلمانان جهان، بلكه به همهى آزادگان عالم و به جامعهى بشريت.
امروز كه بر حسب روايت مشهور محدثين شيعه روز ولادت خاتمالانبياء است، و همين روز، روز ولادت امام جعفر صادق (عليه الصّلاة و السّلام) در سال 83 هجرى است، براى دنياى اسلام روز بسيار بزرگى است.
ولادت پيغمبر اعظم يك حادثهى صرفاً تاريخى نيست؛ يك حادثهى تعيين كنندهى مسير بشريت است. خود پديدههائى كه در هنگام اين ولادت بزرگ، طبق نقل تاريخ ديده شد، يك اشارات گويائى به معنا و حقيقت اين ولادت است. نقل كردهاند كه در هنگام ولادت نبىمكرم اسلام (صلّى اللَّه عليه و اله) نشانههاى كفر و شرك در نقاط مختلف عالم دچار اختلال شد. آتشكدهى فارس كه هزار سال بود خاموش نشده بود، در هنگام ميلاد پيغمبر خاموش شد. بتهائى كه در معابد بودند، سرنگون شدند؛ و راهبان و خدمتگزاران معابد بتپرستى متحير ماندند كه اين چه حادثهاى است! اين، ضربهى نمادينِ اين ولادت بر شرك و كفر و مادهگرائى است. از طرف ديگر كاخ جباران امپراطورى ايرانِ مشركِ آن روز دچار حادثه شد؛ كنگرههاى كاخ مدائن – چهارده كنگره – فرو ريخت. اين هم يك اشارهى نمادينِ ديگر است به اينكه اين ولادت مقدمه و زمينهاى است براى مبارزهى با طغيانگرى در عالم؛ مبارزهى با طاغوتها. آن جنبهى معنويت و هدايت قلبى و فكرى انسان، اين جنبهى هدايت اجتماعى و عملىِ آحاد بشر. مبارزهى با ظلم، مبارزهى با طغيانگرى، مبارزهى با حاكميت بناحقِ ستمگران بر آحاد مردم؛ اينها اشارات نمادينِ ولادت پيغمبر است. و اميرالمؤمنين (عليه الصّلاة و السّلام) در نهجالبلاغه در توصيف زمانهاى كه پيغمبر در آن زمانه – اين خورشيد تابان – ظهور و طلوع كرد، جملات متعددى دارند. از جمله ميفرمايند:
»و الدّنيا كاسفة النّور ظاهرة الغرور«؛(1) نور در محيط زندگى بشر نبود؛ انسانها در ظلمات زندگى ميكردند؛ ظلمات جهل، ظلمات طغيان، ظلمات گمراهى، كه البته مظهر همهى اين ظلمتها خود همان نقطهاى بود كه پيغمبر اكرم در آنجا متولد شد و سپس مبعوث شد؛ يعنى جزيرة العرب. همهى تاريكىها و ضلالتها و گمراهىها يك نمونهاى در مكه و محيط زندگى عربى جزيرة العرب داشت. گمراهىهاى فكرى و اعتقادى، آن شرك ذليل كنندهى انسان، تا آن اخلاق اجتماعى خشن، تا آن بىرحمى و قساوت قلب كه: »و اذا بشّر احدهم بالأنثى ظلّ وجهه مسودّا و هو كظيم يتوارى من القوم من سوء ما بشّر به ا يمسكه على هون ام يدسّه من التّراب الا ساء ما يحكمون«.(2) اين، نمونهاى از اخلاق بشر در دوران ولادت پيغمبر و سپس در دوران بعثت پيغمبر است. »و كان بعده هدى من الضّلال و نوراً من العمى«.(3) بشريت كور بود، بينا شد. عالم ظلمانى بود، با نور وجود پيغمبر منور شد. اين معناى اين ولادت بزرگ و سپس بعثت آن بزرگوار است. نه فقط ما مسلمانها رهين منت الهى و نعمت الهى هستيم به خاطر اين وجود مقدس، بلكه همهى انسانيت رهين اين نعمت است.
درست است كه هدايت پيغمبر در طول قرنهاى متمادى هنوز همهى بشريت را فرا نگرفته است؛ اما اين چراغ فروزان، اين شعلهى روزافزون در ميان بشريت هست و بتدريج در طول سالها و قرنها انسانها را به سمت اين چشمهى نور هدايت ميكند. و در تاريخ بعد از بعثت پيغمبر و ولادت آن بزرگوار كه نگاه كنيد، همين تدبير را ملاحظه ميكنيد. انسانيت به سمت ارزشها حركت كرده است، ارزشها را شناخته است، بتدريج اين گسترش پيدا خواهد كرد و شدت آن روز به روز بيشتر خواهد شد؛ تا اينكه انشاءاللَّه »ليظهره على الدّين كلّه و لو كره المشركون«،(4) همهى عالم را فرا بگيرد و بشريت در جادهى هدايت و صراط مستقيم الهى حركت حقيقى خودش را آغاز كند، كه در واقع شروع زندگى بشر از آن روز است. آن روزى كه حجت خدا بر مردم تمام خواهد شد و بشريت در اين شاهراه بزرگ قرار خواهد گرفت.
ما امروز به عنوان امت اسلامى در برابر اين نعمت بزرگ قرار داريم، بايد از اين نعمت استفاده كنيم. بايد دل خود، دين خود، فكر خود و نيز دنياى خود، زندگى خود، محيط خود را به بركت تعاليم اين دين مقدس روشن و منور كنيم؛ چون نور است، بصيرت است، ميتوانيم خودمان را به آن نزديك كنيم و ميتوانيم بهرهمند شويم. اين وظيفهى عمومى ما مسلمانهاست.
آنچه كه امروز من بر روى آن تكيه ميكنم، كه يكى از وظائف بزرگ و درجهى اول ما مسلمانهاست، مسئلهى اتحاد و وحدت است. ما اين هفتهى منتهى به هفدهم ربيع الاول را از اول انقلاب به هفتهى وحدت نامگذارى كرديم، علت هم اين است كه روز دوازدهم ربيع الاول به روايت مشهور بين برادران اهل سنت روز ولادت است؛ و روز هفدهم ربيع الاول به روايت مشهور بين شيعه روز ولادت است. بين اين دو روز را به عنوان هفتهى وحدت از اول انقلاب، ملت ايران و مسئولين كشور نامگذارى كردند و اين را يك رمز و نماد اتحاد بين مسلمانان قرار دادند. ولى حرف كافى نيست؛ اسمگذارى كافى نيست؛ عمل بايد بكنيم؛ بايد برويم به سمت وحدت. امروز دنياى اسلام محتاج وحدت است. عوامل تفرقه هم وجود دارد؛ بايد بر آن عوامل فائق آمد؛ بايد بر آن عوامل پيروز شد.
همهى مقصودهاى بزرگ محتاج مجاهدتند. هيچ مقصود بزرگى نيست كه بدون مجاهدت حاصل شود. اتحاد بين مسلمانها هم بدون مجاهدت حاصل نخواهد شد. وظيفهى ماست كه براى اتحاد دنياى اسلام مجاهدت كنيم. اين اتحاد ميتواند بسيارى از گرهها را باز كند؛ ميتواند جوامع اسلامى و ملتهاى مسلمان را عزيز كند. ببينيد وضع كشورهاى اسلامى چگونه است. ببينيد وضع مسلمانان كه امروز يك چهارم نفوس بشرى را در دنيا تشكيل ميدهند، چگونه است؛ تأثيرشان در سياستهاى عالم، حتّى در مسائل درون خودشان، چگونه بمراتب ضعيفتر و كمتر است از تأثير قدرتهاى بيگانه و قدرتهاى داراى سوءنيت. اين، فقط به خاطر بيگانه بودن قدرتها نيست – كه ما خودمان و مخاطبانمان را از آنها برحذر ميداريم – آنها داراى سوء نيتاند؛ داراى انگيزههاى سلطهطلبى هستند، ميخواهند ملتهاى اسلامى را در مقابل خودشان ذليل كنند، خرد كنند، وادار به اطاعت محض كنند. خوب، اين پنجاه و چند كشور اسلامى، اين ملتهاى مسلمان، براى اينكه در مقابل يك چنين سوء نيت واضح و بزرگ و قلدرانهاى بايستند، راهشان چيست؟ جز وحدت؟ بايد با هم نزديك بشويم. دو عامل عمده و كلى در مقابل وحدت وجود دارد، بايد اينها را علاج كرد.
يك عامل، عامل درونى ماست: تعصبهاى ما، پايبندىهاى ما به عقايد خودمان؛ هر گروهى براى خودش. بايد بر اين فائق آمد. ايمان به مبادى خود و اصول و عقائد خود چيز بسيار خوب و پسنديدهاى است؛ پافشارى بر آن هم خوب است؛ اما اين نبايد از مرز اثبات به مرز نفى و همراه با تعرض و دشمنى و عداوت تجاوز كند. برادرانى كه در مجموعهى امت اسلامى هستند، احترام يكديگر را حفظ كنند؛ عقايد خودشان را هم ميخواهند حفظ كنند، حفظ كنند؛ اما احترام به ديگران، حدود ديگران، حقوق ديگران و حرمت افكار و عقايد آنها را نگه دارند و بحث و مجادله را براى مجالس علمى بگذارند. علما و اهل فن، ميخواهند بنشينند مباحثات مذهبى كنند، بكنند؛ اما مباحثهى مذهبىِ عالمانه و در محفل علمى، با بدگوئى به يكديگر در علن، در سطح افكار عمومى، در مخاطبهى با افكارى كه قدرت تجزيه و تحليل علمى ندارند، فرق ميكند؛ اين را بايستى علما مهار كنند؛ مسئولان بايد مهار كنند. همهى گروههاى مسلمان در اين مورد وظيفه دارند. شيعه هم وظيفه دارد، سنى هم وظيفه دارد؛ بايد به سمت اتحاد بروند. اين يك عامل كه عامل درونى است.
يك عامل بيرونى هم دست مغرضِ تفرقهافكنِ دشمنان اسلام است. نبايد از اين غفلت كرد. نه فقط امروز، بلكه از آن روزى كه قدرتهاى مسلط سياسى در دنيا احساس كردند كه ميتوانند روى ملتها اثر بگذارند، اين دست تفرقهافكن به وجود آمده و امروز از هميشه شديدتر است. وسائل ارتباط جمعى، وسائل مدرنى كه امروز وجود دارد، اين هم كمك ميكند. اينها آتشافروزند؛ آتشافروزند؛ براى تفرقه شعار درست ميكنند. بايد آگاه بود؛ بايد هوشيار بود. متأسفانه يك عدهاى هم در داخل ملتهاى مسلمان و كشورهاى مسلمان، ميشوند وسيله براى اعمال غرض آن دشمنان اصلى.
خيلى عبرتآموز است، شما ملاحظه كنيد: دو سال قبل از اين، وقتى كه جوانان مقاومت لبنان و حزباللَّه لبنان بر اسرائيل غلبه كردند و رژيم صهيونيستى را آنجور ذليل كردند و اين در دنياى اسلام براى مسلمانها يك شكوفائى و يك پيروزى به شمار آمد، بلافاصله دستهاى تفرقهافكن شروع كردند مسئله شيعه و سنى را مطرح كردن؛ تعصبات مذهبى را تشديد كردن؛ چه در خود لبنان، چه در منطقهى خاورميانه و چه در همهى دنياى اسلام. كأنه مسئلهى شيعه و سنى تازه به وجود آمده است! براى اينكه امت مسلمان را كه در سايهى آن پيروزى بزرگ به يك همدلى نزديك شده بود، اينها را با مسئلهى شيعه و سنى از هم دور كند. اين مال دو سال قبل است.
دو ماه قبل از اين، يك پيروزى ديگر براى امت اسلام به وجود آمد و آن پيروزى مقاومت فلسطين بر دشمن صهيونيست در غزه بود، پيروزى بزرگ و درخشان. كدام پيروزى از اين بالاتر كه يك ارتش مجهز كه يك روز توانسته بود سه تا ارتش بزرگ كشورها را در سالهاى شصت و هفت تا هفتاد و سهى ميلادى شكست بدهد، بيست و دو روز تلاش كند و نتواند اين جوانهاى مقاوم و اين مجاهدان مؤمن را در غزه وادار به عقبنشينى كند و آنها را شكست بدهد؟ ناكام، دست خالى مجبور شد برگردد، بعلاوه بر اينكه در دنيا هم آبروى رژيم صهيونيستى و حاميانش و در رأس آنها آمريكا رفت؛ آبروشان بر خاك ريخت. اين پيروزى بزرگى براى مسلمانها بود؛ مسلمانها را به يك همدلى نزديك كرد. اينجا ديگر مسئلهى شيعه و سنى را نميتوانستند مطرح كنند. حالا آمدهاند مسئلهى قوميت را مطرح كردهاند؛ مسئلهى عربيت و غيرعربيت؛ دعواى بين اينكه مسئلهى فلسطين مختص به عربهاست و اصرار بر اينكه مختص به عربهاست، براى اينكه غيرعرب حق ندارد در مسئلهى فلسطين دخالت كند! چرا؟ مسئلهى فلسطين، مسئلهى اسلامى است؛ عرب و عجم ندارد.
در مسائل دنياى اسلام اگر پاى قوميت به ميان آمد، بزرگترين عامل تفرقه به وجود آمده است. وقتى پاى قوميت را در مسائل دنياى اسلام به وجود مىآورند، عرب را جدا كنند، فارس را جدا كنند، ترك را جدا كنند، كرد را جدا كنند، اندونزيائى را جدا كنند، مالزيائى را جدا كنند، پاكستانى و هندى را جدا كنند، چى باقى ميماند؟ اين چوب حراج زدن به امت اسلامى و نيروها و توانهاى امت اسلامى نيست؟
اين ترفندهاى استكبار است كه متأسفانه در دنياى اسلام، كسانى اسير اين ترفندها ميشوند. نميخواهند بگذارند شيرينى پيروزى در آن قضيهى لبنان و در اين قضيهى غزه در كام مسلمانها بماند؛ فوراً يك عامل اختلاف و تفرقهاى را مطرح ميكنند، به وجود مىآورند، براى اينكه جدا كنند.
امت اسلامى بايد بيدار باشد؛ بايد در مقابل اينها بايستد. وظيفهى درجهى اول هم بر دوش سياستمداران است. مسئولان و زمامداران كشورهاى اسلامى بهوش باشند. اين فرياد ممكن است از گلوى بعضى از سياستمداران خودى خارج شود؛ اما ما اشتباه نميكنيم. ما در شناخت عامل اصلى خطا نخواهيم كرد. از گلوى اينهاست، اما مال اينها نيست؛ فرياد، فرياد ديگران است، مربوط به قدرتهاى استكبارى دنياست. آنها هستند كه مخالف وحدت امت اسلامىاند. اگر از حنجرهى كسانى از داخل امت اسلامى هم خارج شود، اينها فريب خوردهاند. اين صدا، صداى اينها نيست. اين صداى آنهاست؛ اين صدا را ميشناسيم. در درجهى اول، سياستمداران و مسئولان و باز در درجهى مهم و بالا، انديشمندان، كسانى كه با مغز و دل مردم سر و كار دارند؛ علماى دين، روشنفكران، نويسندگان، روزنامهنگاران، شعرا، ادبا، دانشمندان دنياى اسلام، اين وظيفهى بزرگ را بر عهده دارند كه به مردم، سرانگشتانى را كه ميخواهند در اين وحدت اختلال كنند و اين رشتهى مستحكم الهى را از دست مسلمانها بگيرند، معرفى كنند.
قرآن به ما صريحاً ميگويد: »و اعتصموا بحبل اللَّه جميعاً«؛(5) با همديگر اعتصام به حبل اللَّه پيدا كنيد. اعتصام به حبل اللَّه را تك تك هم ميشود انجام داد؛ اما قرآن ميگويد: »واعتصموا بحبل اللَّه جميعاً«؛ با هم باشيد. »و لاتفرّقوا«؛ تفرق پيدا نكنيد، حتّى در اعتصام بحبل اللَّه؛ چه برسد به اينكه بعضى بخواهند اعتصام بحبل اللَّه كنند، بعضى بخواهند اعتصام بحبل الشيطان بكنند. حتّى اعتصام بحبل اللَّه هم كه همه بخواهند بكنند، »جميعاً«؛ با هم، همدلانه اين كار انجام بگيرد. اين مسئلهى بزرگ دنياى اسلام است.
اميدواريم خداوند متعال به همهى آحاد امت اسلامى و همهى ملتهاى اسلامى و همهى دولتهاى اسلامى توفيق بدهد كه اين مسئلهى مهم را با وزن آن، با همان مقدار اهميت آن تلقى كنند و آن را در عمل اجرا كنند. و رضوان الهى و رحمت الهى باد بر روح امام بزرگوار ما كه فرياد وحدت را در دوران ما و در زمان ما، او بود كه بلند كرد و مسلمانان را به اين اتحاد دعوت كرد. اميدواريم خداوند متعال دلهاى ما را با سروش الهى، با دعوت الهى هرچه بيشتر مأنوس كند؛ آشنا كند. و آيندهى امت اسلامى از گذشتهى آن بمراتب بهتر باشد.
والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته
Add comment مارس 21, 2009
زندگی نامه حضرت آيت الله سيد على خامنه اى
رهبر عاليقدر حضرت آيت الله سيد على خامنه اى فرزند مرحوم حجت الاسلام والمسلمين حاج سيد جواد حسينى خامنهاى، در روز 24 تيرماه 1318 برابر با 28 صفر 1358 قمرى در مشهد مقدس چشم به دنيا گشود. ايشان دومين پسر خانواده هستند. زندگى سيد جواد خامنه اى مانند بيشتر روحانيون و مدرسّان علوم دينى، بسيار ساده بود. همسر و فرزندانش نيز معناى عميق قناعت و ساده زيستى را از او ياد گرفته بودند و با آن خو داشتند.
رهبر بزرگوار در ضمن بيان نخستين خاطره هاى زندگى خود از وضع و حال زندگى خانواده شان چنين مى گويند:
«پدرم روحانى معروفى بود، امّا خيلى پارسا و گوشه گير… زندگى ما به سختى مى گذشت. من يادم هست شب هايى اتفاق مى افتاد که در منزل ما شام نبود! مادرم با زحمت براى ما شام تهيّه مى کرد و… آن شام هم نان و کشمش بود.»
امّا خانه اى را که خانواده سيّد جواد در آن زندگى مى کردند، رهبر انقلاب چنين توصيف مى کنند:
«منزل پدرى من که در آن متولد شده ام، تا چهارـ پنج سالگى من، يک خانه 60 ـ 70 مترى در محّله فقير نشين مشهد بود که فقط يک اتاق داشت و يک زير زمين تاريک و خفه اى! هنگامى که براى پدرم ميهمان مى آمد (و معمولاً پدر بنا بر اين که روحانى و محل مراجعه مردم بود، ميهمان داشت) همه ما بايد به زير زمين مى رفتيم تا مهمان برود. بعد عدّه اى که به پدر ارادتى داشتند، زمين کوچکى را کنار اين منزل خريده به آن اضافه کردند و ما داراى سه اتاق شديم.»
رهبرانقلاب از دوران کودکى در خانواده اى فقير امّا روحانى و روحانى پرور و پاک و صميمي، اينگونه پرورش يافت و از چهار سالگى به همراه برادر بزرگش سيد محمد به مکتب سپرده شد تا الفبا و قرآن را ياد بگيرند. سپس، دو برادر را در مدرسه تازه تأسيس اسلامى «دارالتعّليم ديانتى» ثبت نام کردند و اين دو دوران تحصيل ابتدايى را در آن مدرسه گذراندند.
در حوزه علميه
ايشان از دوره دبيرستان، خواندن «جامع المقدمات» و صرف و نحو را آغاز کرده بود. سپس از مدرسه جديد وارد حوزه علميه شد و نزد پدر و ديگر اساتيد وقت ادبيات و مقدمات را خواند.
درباره انگيزه ورود به حوزه علميه و انتخاب راه روحانيت مى گويند: «عامل و موجب اصلى در انتخاب اين راه نورانى روحانيت پدرم بودند و مادرم نيز علاقه مند و مشوّق بودند».
ايشان کتب ادبى ار قبيل «جامع المقدمات»، «سيوطى»، «مغنى» را نزد مدرّسان مدرسه «سليمان خان» و «نوّاب» خواند و پدرش نيز بر درس فرزندانش نظارت مى کرد. کتاب «معالم» را نيز در همان دوره خواند. سپس «شرايع الاسلام» و «شرح لمعه» را در محضر پدرش و مقدارى را نزد مرحوم «آقا ميرزا مدرس يزدى» و رسائل و مکاسب را در حضور مرحوم حاج شيخ هاشم قزوينى و بقيه دروس سطح فقه و اصول را نزد پدرش خواند و دوره مقدمات و سطح را بطور کم سابقه و شگفت انگيزى در پنچ سال و نيم به اتمام رساند. پدرش مرحوم سيد جواد در تمام اين مراحل نقش مهّمى در پيشرفت اين فرزند برومند داشت. رهبر بزرگوار انقلاب، در زمينه منطق و فلسفه، کتاب منظومه سبزوار را ابتدا از «مرحوم آيت الله ميرزا جواد آقا تهرانى» و بعدها نزد مرحوم «شيخ رضا ايسى» خواندند.
در حوزه علميه نجف اشرف
آيت الله خامنه اى که از هيجده سالگى در مشهد درس خارج فقه و اصول را نزد مرجع بزرگ مرحوم آيت الله العظمى ميلانى شروع کرده بودند. در سال 1336 به قصد زيارت عتبات عاليات، عازم نجف اشرف شدند و با مشاهده و شرکت در درسهاى خارج مجتهدان بزرگ حوزه نجف از جمله مرحوم سيد محسن حکيم، سيد محمود شاهرودى، ميرزا باقر زنجانى، سيد يحيى يزدى، و ميرزا حسن بجنوردى، اوضاع درس و تدريس و تحقيق آن حوزه علميه را پسنديدند و ايشان را از قصد خود آگاه ساختند. ولى پدر موافقت نکرد. پس از مدّتى ايشان به مشهد باز گشتند.
در حوزه علميه قم
آيت الله خامنه اى از سال 1337 تا 1343 در حوزه علميه قم به تحصيلات عالى در فقه و اصول و فلسفه، مشغول شدند و از محضر بزرگان چون مرحوم آيت الله العظمى بروجردى، امام خمينى، شيخ مرتضى حائرى يزدى وعلـّامه طباطبائى استفاده کردند. در سال 1343، از مکاتباتى که رهبر انقلاب با پدرشان داشتند، متوجّه شدند که يک چشم پدر به علت «آب مرواريد» نابينا شده است، بسيار غمگين شدند و بين ماندن در قم و ادامه تحصيل در حوزه عظيم آن و رفتن به مشهد و مواظبت از پدر در ترديد ماندند. آيت الله خامنه اى به اين نتيجـه رسيدند که به خاطر خدا از قــم به مشهد هجرت کنند واز پدرشان مواظبت نمايند. ايشان در اين مـورد مى گويند:
«به مشهد رفتم و خداى متعال توفيقات زيادى به ما داد. به هر حال به دنبال کار و وظيفه خود رفتم. اگر بنده در زندگى توفيقى داشتم، اعتقادم اين است که ناشى از همان بّرى «نيکى» است که به پدر، بلکه به پدر و مادر انجام داده ام». آيت الله خامنه اى بر سر اين دو راهى، راه درست را انتخاب کردند. بعضى از اساتيد و آشنايان افسوس مى خوردند که چرا ايشان به اين زودى حوزه علميه قم را ترک کردند، اگر مى ماندند در آينده چنين و چنان مى شدند!… امّا آينده نشان داد که انتخاب ايشان درست بوده و دست تقدير الهى براى ايشان سر نوشتى ديگر و بهتر و والاتر از محاسبات آنان، رقم زده بود. آيا کسى تصّور مى کرد که در آن روز جوان عالم پراستعداد 25 ساله، که براى رضاى خداوند و خدمت به پدر و مادرش از قم به مشهد مى رفت، 25 سال بعد، به مقام والاى ولايت امر مسلمين خواهد رسيد؟! ايشان در مشهد از ادامه درس دست برنداشتند و جز ايام تعطيل يا مبازره و زندان و مسافرت، به طور رسمى تحصيلات فقهى و اصول خود را تا سال 1347 در محضر اساتيد بزرگ حوزه مشهد بويژه آيت الله ميلانى ادامه دادند. همچنين ازسال 1343 که در مشهد ماندگار شدند در کنار تحصيل و مراقبت از پدر پير و بيمار، به تدريس کتب فقه و اصول و معارف دينى به طلـّاب جوان و دانشجويان نيز مى پرداختند.
مبارزات سياسى
آيت الله خامنه اى به گفته خويش «از شاگردان فقهى، اصولى، سياسى و انقلابى امام خمينى (ره) هستند» امـّا نخستين جرقـّه هاى سياسى و مبارزاتى و دشمنى با طاغوت را مجاهد بزرگ و شهيد راه اسلام شهيد «سيد مجتبى نوّاب صفوى» در ذهن ايشان زده است، هنگاميکه نوّاب صفوى با عدّه اى از فدائيان اسلام در سال 31 به مشهد رفته در مدرسه سليمان خان، سخنرانى پر هيجان و بيدار کننده اى در موضوع احياى اسلام و حاکميت احکام الهى، و فريب و نيرنگ شاه و انگليسى و دروغگويى آنان به ملـّت ايران، ايراد کردند. آيت الله خامنه اى آن روز از طـّلاب جوان مدرسه سليمان خان بودند، به شدّت تحت تأثير سخنان آتشين نوّاب واقع شدند. ايشان مى گويند: «همان وقت جرقه هاى انگيزش انقلاب اسلامى به وسيله نوّاب صفوى در من به وجود آمده و هيچ شکى ندارم که اولين آتش را مرحوم نوّاب در دل ما روشن کرد».
همراه با نهضت امام خمينى (قدس سره)
آيت الله خامنه اى از سال 1341 که در قم حضورداشتند و حرکت انقلابى واعتراض آميز امام خمينى عليه سياستهاى ضد اسلامى و آمريکا پسند محمد رضا شاه پهلوى، آغاز شد، وارد ميدان مبارزات سياسى شدند و شانزده سال تمام با وجود فراز و نشيب هاى فراوان و شکنجه ها و تعبيدها و زندان ها مبارزه کردند و در اين مسير ازهيچ خطرى نترسيدند. نخستين بار در محرّم سال 1383 از سوى امام خمينى (قدس سره) مأموريت يافتند که پيام ايشان را به آيت الله ميلانى و علماى خراسان در خصوص چگونگى برنامه هاى تبليغاتى روحانيون در ماه محرّم و افشاگرى عليه سياست هاى آمريکايى شاه و اوضاع ايران و حوادث قم، برسانند. ايشان اين مأموريت را انجام دادند و خود نيز براى تبليغ، عازم شهر بيرجند شدند و در راستاى پيام امام خمينى، به تبليغ و افشاگرى عليه رژيم پهلوى و آمريکا پرداختند. بدين خاطر در 9 محرّم «12 خرداد 1342» دستگير و يک شب بازداشت شدند و فرداى آن به شرط اينکه منبر نروند و تحت نظر باشند آزاد شدند. با پيش آمدن حادثه خونين 15خرداد، باز هم ايشان را از بيرجند به مشهد آورده، تحويل بازداشتگاه نظامى دادند و ده روز در آنجا با سخت ترين شرايط و شکنجه و آزارها زندانى شدند.
دوّمين بازداشت
در بهمن 1342 – رمضان 1383- آيت الله خامنه اى با عدّه اى از دوستانشان براساس برنامه حساب شده اى به مقصد کرمان حرکت کردند. پس از دو ـ سه روز توقف در کرمان و سخنرانى و منبر و ديدار با علما و طلـّاب آن شهر، عازم زاهدان شدند. سخنرانى ها و افشاگرى هاى پرشور ايشان بويژه درايـّام ششم بهمن ـ سالگرد انتخابات و رفراندوم قلـّابى شاه ـ مورد استقبال مردم قرار گرفت. در روزپانزدهم رمضان که مصادف با ميلاد امام حسن (ع) بود، صراحت و شجاعت و شور انقلابى ايشان در افشاگرى سياستهاى شيطانى و آمريکايى رژيم پهلوى، به اوج رسيد و ساواک شبانه ايشان را دستگير و با هواپيما روانه تهران کرد. رهبر بزرگوار، حدود دو ماه ـ به صورت انفرادى ـ در زندان قزل قلعه زندانى شدند و انواع اهانت ها و شکنجه ها را تحمّل کردند.
سوّمين و چهارمين بازداشت
کلاسهاى تفسير و حديث و انديشه اسلامى ايشان در مشهد و تهران با استقبال کم نظير جوانان پرشور و انقلابى مواجه شد. همين فعاليت ها سبب عصبانيت ساواک شد و ايشان را مورد تعقيب قرار دادند. بدين خاطر در سال 1345 در تهران مخفيانه زندگى مى کردند و يک سال بعد ـ 1346ـ دستگير و محبوس شدند. همين فعاليّت هاى علمى و برگزارى جلسات و تدريس و روشنگرى عالمانه و مصلحانه بود که موجب شد آن بزرگوار بار ديگر توسط ساواک جهنّمى پهلوى در سال 1349 نيز دستگير و زندانى گردند.
پنجمين بازداشت
حضرت آيت الله خامنه اى «مد ظله» درباره پنجمين بازداشت خويش توسط ساواک مى نويسد:
«از سال 48 زمينه حرکت مسلحانه در ايران محسوس بود. حساسيّت و شدّت عمل دستگاههاى جارى رژيم پيشين نيز نسبت به من، که به قرائن دريافته بودند چنين جريانى نمى تواند با افرادى از قبيل من در ارتباط نباشد، افزايش يافت. سال 50 مجدّداً و براى پنجمين بار به زندان افتادم. برخوردهاى خشونت آميز ساواک در زندان آشکارا نشان مى داد که دستگاه از پيوستن جريان هاى مبارزه مسلـّحانه به کانون هاى تفـّکر اسلامى به شدّت بيمناک است و نمى تواند بپذيرد که فعاليّـت هاى فکرى و تبليغاتى من در مشهد و تهران از آن جريان ها بيگانه و به کنار است. پس از آزادى، دايره درسهاى عمومى تفسير و کلاسهاى مخفى ايدئولوژى و… گسترش بيشترى پيدا کرد».
بازداشت ششم
در بين سالهاى 1350ـ1353 درسهاى تفسير و ايدئولوژى آيت الله خامنه اى در سه مسجد «کرامت» ، «امام حسن» و «ميرزا جعفر» مشهد مقدس تشکيل مىشد و هزاران نفر ازمردم مشتاق بويژه جوانان آگاه و روشنفکر و طلـّاب انقلابى و معتقد را به اين سه مرکز مى کشاند و با تفکّرات اصيل اسلامى آشنا مى ساخت. درس نهج البلاغـه ايشان از شور و حال ديگـرى برخوردار بود و در جزوه هاى پلى کپى شده تحت عنوان: «پرتوى از نهج البلاغه» تکثير و دست به دست مى گشت. طلـّاب جوان و انقلابى که درس حقيقت و مبارزه را از محضر ايشان مى آموختند، با عزيمت به شهرهاى دور و نزديکِ ايران، افکار مردم را با آن حقايق نورانى آشنا و زمينه را براى انقلاب بزرگ اسلامى آماده مى ساختند. اين فعاليـّت ها موجب شد که در دى ماه 1353 ساواک بى رحمانه به خانه آيت الله خامنه اى در مشهد هجوم برده، ايشان را دستگير و بسيارى از يادداشت ها و نوشته هايشان را ضبط کنند. اين ششمين و سخت ترين بازداشت ايشان بود و تا پاييز 1354 در زندان کميته مشترک شهربانى زندان بودند. در اين مدت در سلولى با سخت ترين شرايط نگه داشته شدند. سختى هايى که ايشان در اين بازداشت تحمّل کردند، به تعبير خودشان «فقط براى آنان
که آن شرايط را ديده اند، قابل فهم است». پس از آزادى از زندان، به مشهد مقدس برگشتند و باز هم همان برنامه و تلاش هاى علمى و تحقيقى و انقلابى ادامه داشت. البته ديگر امکان تشکيل کلاسهاى سابق را به ايشان ندادند.
در تبعيد
رژيم جنايتکار پهلوى در اواخر سال 1356، آيت الله خامنه اى را دستگير و براى مدّت سه سال به ايرانشهر تبعيد کرد. در اواسط سال 1357 با اوجگيرى مبارزات عموم مردم مسلمان و انقلابى ايران، ايشان از تبعيدگاه آزاد شده به مشهد مقدس بازگشتند و در صفوف مقدم مبارزات مردمى عليه رژيم سفـّاک پهلوى قرار گرفتند و پس از پانزده سال مبارزه مردانه و مجاهدت و مقاومت در راه خدا و تحمّل آن همه سختى و تلخى، ثمره شيرين قيام و مقاومت و مبارزه؛ يعنى پيروزى انقلاب کبير اسلامى ايران و سقوط خفـّت بار حکومتِ سراسر ننگ و ظالمانه پهلوى، و برقرارى حاکميت اسلام در اين سرزمين را ديدند.
در آستانه پيروزى
درآستانه پيروزى انقلاب اسلامى، پيش از بازگشت امام خمينى از پاريس به تهران، «شوراى انقلاب اسلامى» با شرکت افراد و شخصيت هاى مبارزى همچون شهيد مطهرى، شهيد بهشتى، هاشمى رفسنجانى و… از سوى امام خمينى در ايران تشکيل گرديد، آيت الله خامنه اى نيز به فرمان امام بزرگوار به عضويت اين شورا درآمد. پيام امام توسط شهيد مطهرى «ره» به ايشان ابلاغ گرديد و با دريافت پيام رهبر کبير انقلاب، از مشهد به تهران آمدند.
پس از پيروزى
آيت الله خامنه اى پس از پيروزى انقلاب اسلامى نيز همچنان پرشور و پرتلاش به فعاليّت هاى ارزشمند اسلامى و در جهت نزديکتر شدن به اهداف انقلاب اسلامى پرداختند که همه در نوع خود و در زمان خود بى نظير و بسيار مهّم بودند که در اين مختصر فقط به ذکر رؤوس آنها مى پردازيم:
٭ پايه گذارى «حزب جمهورى اسلامى» با همکارى و همفکرى علماى مبارز و هم رزم خود: شهيد بهشتى، شهيد باهنر، هاشمى رفسنجانى و… دراسفند 1357.
٭ معاونت وزارت دفاع در سال 1358.
٭ سرپرستى سپاه پاسداران انقلاب اسلامى، 1358.
٭ امام جمعه تهران، 1358.
٭ نماينده امام خميني«قدّس سرّه» در شوراى عالى دفاع ، 1359.
٭ نماينده مردم تهران در مجلس شوراى اسلامى، 1358.
٭ حضور فعّال و مخلصانه در لباس رزم در جبهه هاى دفاع مقدس، در سال 1359 با شروع جنگ تحميلى عراق عليه ايران و تجاوز ارتش متجاوز صّدام به مرزهاى ايران؛ با تجهيزات و تحريکات قدرت هاى شيطانى و بزرگ ازجمله آمريکا و شوروى سابق.
٭ ترور نافرجام ايشان توسط منافقين در ششم تيرماه 1360 در مسجد ابوذر تهران.
٭ رياست جمهورى؛ به دنبال شهادت محمد على رجايى دومّين رئيس جمهور ايران، آيت الله خامنه اى در مهر ماه 1360 با کسب بيش از شانزده ميليون رأى مردمى و حکم تنفيذ امام خمينى (قدس سره) به مقام رياست جمهورى ايران اسلامى برگزيده شدند. همچنين از سال 1364 تا 1368 براى دوّمين بار به اين مقام و مسؤوليت انتخاب شدند.
٭ رياست شوراى انقلاب فرهنگ، 1360.
٭ رياست مجمع تشخيص مصلحت نظام، 1366.
٭ رياست شوراى بازنگرى قانون اساسى، 1368.
٭ رهبرى و ولايت امّت، که از سال 1368، روز چهاردهم خرداد پس از رحلت رهبر کبيرانقلاب امام خمينى (قدس سره) توسط مجلس خبرگان رهبرى به اين مقام والا و مسؤوليت عظيم انتخاب شدند، و چه انتخاب مبارک و درستى بود که پس از رحلت امام راحل، با شايستگى تمام توانستند امّت مسلمان ايران، بلکه مسلمانان جهان را رهبرى نمايند.
Add comment مارس 21, 2009
شعر ایت الله خامنه ای در مدح امام زمان
دل را زبیخودى سر از خود رمیدن است
جان را هواى از قفس تن پریدن است
از بیم مرگ نیست که سر دادهام فغان
بانگ جرس زشوق به منزل رسیدن است
دستم نمىرسد که دل از سینه برکنم
بارى علاج شوق، گریبان دریدن است
شامم سیهتر است زگیسوى سرکشت
خورشید من برآى که وقت دمیدن است
سوى تو اى خلاصه گلزار زندگى
مرغ نگه در آرزوى پر کشیدن است
بگرفته آب و رنگ زفیض حضور تو
هرگل در این چمن که سزاوار دیدن است
با اهل درد شرح غم خود نمىکنم
تقدیر قصه دل من ناشنیدن است
آن را که لب به جام هوس گشت آشنا
روزى «امین» سزا لب حسرت گزیدن است
Add comment مارس 21, 2009
آیت الله های میلیونر
روزنامه سلام ۷tir.com : پال کلب نیکوف(Paul Klebnikov) نویسنده کتاب معروف “آیت الله های ملیونر” است که در ۹ جولای ۲۰۰۴ به طرز ناجوانمردانه ای در بیرون دفتر روزنامه محل کارش در مسکو ترور و کشته شد.
این تنها خلاصه بخش کمی از تحقیقات اوست:
در حالی که بیش از ۹ درصد نفت دنیا و ۱۵ در صد گاز طبیعی جهان در ایران قرار دارد ایران باید کشوری ثروتمند باشد اما درآمد سرانه هفت درصد کمتر از مقدار آن قبل از انقلاب می باشد. حجم سرمایه های منتقل شده از ایران به دبی و مناطق امن اقتصادی در حدود سه بیلیون دلار در سال است
رفسنجانی ها
پس از انقلاب ایران یک برادر رفسنجانی صنایع مس را در دست گرفت، دیگری کنترل تلویزیون را، برادر زن وی استاندار کرمان شد و پسر عمو ( یا پسردایی یا پسرخاله ، لغت کازین در انگلیسی ) صادرات چهارصد میلیون دلاری پسته را قبضه کرد
پسر و خواهرزاده ( یا برادرزاده ؛ لغت نفیو در انگلیسی ) او در وزارت نفت پستهای کلیدی دارند، پسر دیگر او مترو را دراختیار دارد که تا زمان تهیه گزارش حدود هفتصد میلیون دلار برای آن هزینه شده است. این خانواده از طریق شرکت ها و بنیاد های مختلف عمل کرده و باور بر این است که یکی از بزرگترین شرکت های نفتی ایران ، کارخانه ساخت اتومبیل دوو و یکی از بهترین خطوط هوایی خصوصی ایران را در دست دارند (علیرغم اینکه خود آنها منکر تصاحب این ثروت ها هستند.)
کوچکترین پسر رفسنجانی یاسر، صاحب باغی سی هکتاری در منطقه فوق مدرن لواسان در همسایگی تهران است که هر هکتار زمین در آن منطقه در حدود چهارمیلیون دلار معامله میشود یاسر از کجا این پول را آورده است ؟ او یک تاجر تحصیل کرده بلژیک است و اداره کننده شرکتی است که در زمینه غذای کودک ، آب معدنی وماشین آلات صنعتی فعالیت دارد
ساده ترین راه پولدار شدن به قول سعید لیلاز که اکنون با یکی از شرکتهای اتومبیل سازی همکاری می کند در سالهای اولیه انقلاب داشتن رابط های لازم به منظور گرفتن مجوز واردات و تبدیل دلار صدو هفتادو پنج تومان به هشتصد تومان بود. تخمین اوگویای زیانی معادل سه تا پنج بیلیون دلار در سال به اقتصاد ایران حاصل از این نوع کلاهبرداری قانونی در آن مدت است.
عسگراولادی ها
آنها از اصل از بازاریان یهودی بودند که چند نسل قبل مسلمان شدند. اسدالله عسگراولادی پسته ، زیره، خشکبار ،میگو و خاویار صادر کرده و در مقابل شکر و لوازم خانگی وارد می کند . بانکداران ایرانی ثروت او را حدود چهارصد میلیون دلار تخمین می زنند.
عسگر اولادی از برادر بزرگ خود حبیب الله که در سالهای دهه هزارو نهصد وهشتاد وزیر بازرگانی و مسئول دادن مجوزهای جالب توجه مربوط به کالاهای خارجی بود کمک هایی دریافت نمود ( او همچنین در مجموعه مربوط به “مارک ریچ” که کالاهای ممنوعه آمریکایی را به ایران میرساند کار می کرد.
رفیق دوست
رفیق دوست راننده خمینی از فرودگاه مهرآباد تا مقصد وی پس از برگشتن از پاریس بود. رفیق دوست در سال هزارو نهصدو هشتادونه کنترل بنیاد مستضعفان را در دست گرفت که دارای حدود چهارصد هزارنفر کارمند و سرمایه ای حدود ده بیلیون دلار است.
رفیق دوست مالک بنیاد نور است که بلوکهای آپارتمان متعدد در اختیار داشته و سودی در حدود دویست میلیون دلار از طریق واردات دارو، شکرو لوازم ساختمانی بدست می آورد. او در هنگام لزوم به مقادیر مخفی پول دسترسی دارد و البته تعریف “هنگام لزوم” نامشخص است.
واعظ طبسی ها
بنیاد رضوی در اختیار اوست. این سازمان زمین های شهری متعدد در سرتا سر ایران، هتل ، کارخانه ، مزارع و معادن سنگ مختلف را در اختیار دارد. میزان دارائی آن تاکنون اعلام نشده است ولی کارشناسان اقتصادی مقدار پانزده بیلیون دلار را تخمین میزنند
این سازمان مقادیر زیادی اهدایی جات از زائران مشهد چپاول می کند. اخیرا بانکهای سرمایه گذاری با همکاری سرمایه گذارانی از دبی و عربستان سعودی تاسیس کرده است و در تجارت های بزرگ خارجی نیز فعال بوده است.
عنصر محرک این بنیاد پسر آیت الله طبسی، ناصر است. او مسئول ناحیه آزاد تجاری سرخس بود . قرار بود در این ناحیه فرودگاه و راه آهن ( بین ایران و ترکمنستان )، هتل ،شاهراههای متعدد و ساختمانهای اداری تاسیس شود. اما در سال دو هزارو یک ناصر طبسی از کار برکنار و دو ماه بعد به جرم اختلاص ازشرکتی در دبی به نام المکاسیب دستگیر شد اما چهار ماه قبل ازتاریخ انتشار این گزارش از اتهامات وارده تبرئه شد.
Add comment مارس 4, 2009






















